السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : رضا اسلامى )
67
دروس في علم الأصول ( الحلقة الأولى ) ( قواعد كلى استنباط ) ( فارسى )
نمونهها كه فراوان است . و از اينجاست كه اهتمام خاصى براى آشكار كردن ثمرهء بعضى مطالب به كار گرفته مىشود و ارتباط بعضى مطالب با بعضى ديگر در طى بحث از آنها روشن نمىشود . در بسيارى اوقات وجود ارتباط ميان افكار اصولى مهمل گذاشته مىشود و مورد بحث قرار نمىگيرد ، مگر به اندازهاى كه در مقام استدلال بر مطلبى يا ابطال آن مورد احتياج است . مثلا از معناى حرفى و جزئى بودن يا كلى بودن آن بحث مىشود ، ولى اين بحث به بحث تمسك به اطلاق در معانى حرفيه ارتباط داده نمىشود و لذا همواره محصلين مىگويند بحث از معانى حرفيه فايدهاى ندارد . همچنين از وجوب تخييرى و وجوب كفائى به شكل تحليلى بحث مىشود ، ولى ثمرهء اين بحث - كه تمسك به اطلاق يا اصل عملى به هنگام شك در نوعيت واجب است - به اصل بحث ارتباط داده نمىشود و چنين به نظر مىرسد كه اين بحث صرفا تحليلى است . و نيز از اينجاست كه به طرح بسيارى از نكات و مباحث در جايگاه واقعى خودشان ، به شكلى كه متناسب با كليت و اهميّت آنها باشد ، اهتمام نشده است ؛ بلكه در مقام علاج مشكلى يا دفع توهمى به طور ضمنى و در لابلاى مباحث آورده شده است و يا در خلال تطبيق بحثى اين نكات يكباره ظاهر شدهاند . و بسى واضح است هر عالمى كه با اين مباحث سروكار دارد مىتواند طورى به آنها بپردازد كه هر نكتهاى را در جايگاه واقعى خودش قرار داده و اطراف هر بحثى را مناسب با آن بحث مشخص كند ؛ اما چنين امرى براى طلبه كمتر امكانپذير است و در نتيجه آن نكات و مطالب را به طور پراكنده و ناقص مىآموزد . به عنوان مثال آنچه را ما در حلقهء دوم به عنوان اركان تنجيز علم اجمالى آوردهايم ، ملاحظه كنيد . كتابهايى كه به اين بحث پرداختهاند ، هنگامى كه سخن از منجزيت علم اجمالى به ميان مىآيد ، اركان آن را به شكل فنى و در قالب كلى نمىآورند و تنها تنبيهاتى براى چند حالت خاص منعقد ساختهاند كه در ضمن بحث از آنها ، اركانى كه مورد قبول يا نفى قرار مىگيرد شناخته مىشود . در چنين مواردى غالبا طلبه نمىتواند برداشتى روشن از نماى كلى بحث تنجيز علم اجمالى داشته باشد كه